از برای گردگیری

فوریه 22, 2008

سمینار هم به خیر گذشت، اما خدا می دونه من تک و تنها چقدر تلفات دادم برای سمیناری که به گفته بقیه، خیلی از نظر زمانی حق مطلب رو در موردش ادا نکردم. اما به هر حال تبدیل شدم به آدمی که دلش هیچ چیز نمی خواد. نه اینکه نخواد، اما همه چیز رو خیلی دورتر از اینی که شده می بینه. بگذریم.

فکر کنم اوضاع و احوال این وبلاگ رو به دو دوره پیش از سمینار و بعد از سمینار بشه تقسیم کرد. پیش از سمینار کلی بازارش گرم بود و بعد سمینار همونطور که مشهوده نویسنده هاش دچار رخوت و خود کم سمینار بینی مزمن شدند و گویا نوشتن رو رسما گذاشتند کنار. 😉

به هر حال دل این وبلاگ بیچاره برای نویسندگان محترم و پست های خودمونی و احیانا موزونشون تنگ شده. به داد دلش برسید که کباب شد.

Advertisements